یک مسافر حرفه‌ای هستم

۱۳۸۹ دوم فروردين

  سفر در فرهنگ ما ایرانی‌ها از گذشته تا امروز معانی و تعاریف مختلفی داشته. روزگاری در قدیم‌الایام فقط راهکاری برای زنده بودن بوده و اندک کسانی به آن به دید سیاحت نگاه کرده‌اند. عده‌ای هم از آن به عنوان مرحله‌ای برای سیر و سلوک عاشقانه و عارفانه یاد کرده‌اند و خیلی‌ها هم آن را محکی برای شناخت اطرافیان نامیده‌اند. در تعریف مدرن‌تر آن هم با چیز عجیبی روبه‌رومی‌شویم که خودتان بهتر با نمود آن آشنا هستید. خیلی از ما سفر را فقط از نقطه‌ای به نقطه دیگر نقل مکان کردن می‌دانیم و هیچ آداب و سلوک دیگری هم برای آن قائل نیستیم. اما دسته اندک دیگری هم هستند که طبق یک حس سفر می‌کنند. اتفاقی برای سیاحت کردن و لذت بردن از تمام چیزهایی که به آن ربط پیدا می‌کند. چیزی درست مثل اتفاقی که برای جهانگردان حرفه‌ای می‌افتد. خود من یکی از آن عاشقان سفر درجه یک هستم که از هر فرصتی برای این اتفاق استفاده می‌کنم و زمان را از دست نمی‌دهم. یکی از نکات مهمی که همیشه در سفر برایم مهم بوده و هست جزئیاتی است که شاید خیلی‌ها از کنار آن به راحتی می‌گذرند. یکی از این چیزها خود جاده است. جاده همیشه برایم حسی نوستالژیک داشته و دارد، این‌قدر که در سفرهای داخلی ترجیح می‌دهم با ماشین خودم به سفر بروم تا اینکه سوار هواپیما یا قطار بشوم. در جاده بودن و دیدن مناظر و گوش دادن به موسیقی و غوطه‌ور شدن در انرژی‌ای که هر جاده‌ای به طور اختصاصی برای خودش دارد از آن حس‌هایی است که تا خودت تجربه‌اش نکنی پی به ماجرای واقعی آن نمی‌بری. به همین خاطر هم موقع سفر و وقتی توی جاده‌ای هستم مثل خیلی‌ها عجله‌ای برای زودتر رسیدن ندارم چون این بخش از سفر را هم مهم می‌دانم و جزء جدانشدنی‌ای از آن که برایم مثل خود مقصد مهم است.

یکی دیگر از چیزهایی که درسفر به آنها توجه دارم این است که سعی می‌کنم قبل از رفتن به هر جایی- چه داخلی، چه خارجی- درباره آنجا اطلاعات زیادی بدست بیاورم تا وقتی به آنجا می‌رسم بدانم باید چه بکنم و به کجا سر بزنم. تفریح دیگر من در سفرهایم رستوران گردی و تجربه خوردن غذاهای محلی و خاص هر منطقه‌ای است. در این مورد این‌قدر حرفه‌ای شده‌ام که خیلی از دوستانم از من به عنوان دایره‌المعارف رستوران‌های خوب استفاده می‌کنند. عقیده دارم از روی طعم و نوع غذای هر منطقه‌ای می‌توان به خیلی از خصوصیات آدم‌های آن منطقه پی برد و با آداب و رسوم آنها آشنا شد.چیزی که شاید برای دریافتش باید وقت زیادی را صرف کرد اما با این روش خیلی زودتر می‌توان به آن رسید.

در نهایت اینکه به عنوان یک مسافر حرفه‌ای می‌توانم خیلی چیزها درباره سفر و آداب و رسوم آن و خاطراتی که از سفرهایم دارم بنویسم اما خب الان مجال و وقتی نیست که بشود با حوصله و دقت نوشت در این هیاهوی روزهای پایانی سال و شلوغی‌ای که همه‌مان در این روزها درگیر آن هستیم. فقط قبل از به پایان بردن این نوشته فکر می‌کنم باید به یک نکته مهم دیگر که همیشه در سفرهایم به آن توجه زیادی دارم اشاره کنم. همیشه سعی می‌کنم در طول سفر با گروه و افرادی که همراه هستم هماهنگ باشم. اینکه هر کسی بخواهد به سبک خودش با دیگران رفتار کند و فقط به فکر راحتی خودش باشد از آن آفت‌هایی است که مي‌تواند یک خاطره تلخ را به ذهن تمام همسفران سنجاق کند و یک مسافرت لذت بخش را به یک زمان شکنجه شدن تبدیل کند. یکی بودن و به جمع احترام گذاشتن از آن نکته‌های مهم سفر است. چیزی که از قدیم هم روی آن خیلی تاکید داشته‌اند و مثل‌های مختلفی درباره آن وجود دارد مثل اینکه آدم‌ها را باید در سفر شناخت و پی به خیلی از واقعیت‌ها درباره آنها برد. این هم یکی دیگر از جادوهای سفر است. جادویی که نمی‌توان به این راحتی‌ها از دست آن فرار کرد.  

 

بازگشت به وبلاگ

گالری تصاویر تماس با ما