تجربه‌هاي شش ساله

۱۳۸۸ دوازدهم شهريور

نقش شما در سريال در چشم باد تمام شد؟

بله- مي‌دانيد كه اولين كارم بود.
 بله- اطلاعات مختصري در اين مورد دارم. جالب است وقتي درباره شما مي‌خوانيم و مي‌شنويم، در ابتدا باخبر مي‌شويم كه شما روان‌شناسي كودك خوانده‌ايد. چه رابطه‌اي بين بازيگري و روان‌شناسي كودك وجود دارد؟
من روان‌شناسي كودك خوانده‌ام ولي علاقه شخصي‌ام حرفه بازيگري بود. براي همين دوره آزاد بازيگري را گذراندم و از همان جا وارد اين حرفه شدم.
 رشته تحصيلي شما كمكي به علاقه شخصي شما مي‌كند.
روان‌شناسي كودك هيچ كمكي به بازيگري نمي‌كند ولي اساسا روان‌شناسي يكي از اصل‌هاي بازيگري است. يك بازيگر بايد روان‌شناس و جامعه‌شناس باشد. به نوعي تحليلگر اتفاقات اطراف خودش باشد كه يك بخشش برمي‌گردد به روان‌شناسي آدم‌هاي اطرافش و يك بخشش هم برمي‌گردد به شناختي كه از جامعه‌اش دارد. اين دو مبحث از اصول جدانشدني حرفه بازيگري و هنر سينما هستند.
 اولين تجربه بازيگري را در سريال «در چشم باد» پشت‌سر گذاشتيد با توجه به اينكه اولين باري بود كه جلوي دوربين مي‌رفتيد، آن هم دوربين جعفري‌جوزاني و در سريالي تاريخي و پرپرسوناژ، فكر نمي‌كرديد پذيرفتن اين نقش آن هم در كنار كارگرداني مثل جعفري مي‌تواند يك نوع محك زدن به خودتان باشد.
در آن موقع اساسا پذيرفتن يا نپذيرفتن مطرح نبود، آن موقع شانسي به من رو كرد كه پله اول براي بازيگر شدن را با استادي مثل آقای جوزاني بردارم. ايشان استاد مسلم سينما و كارگرداني هستند. شايد من اگر پله اول را با ايشان برنمي‌داشتم امروز اينجا نبودم. شانسي به من رو كرد كه پله اول را با آدمي بردارم كه مسير كارم را عوض كرد. براي اينكه آ‌موخته‌هايي كه ايشان در اختيارم گذاشتند و چيزهايي كه من از ايشان ياد گرفتم بابي شد براي اينكه مسير حرفه‌اي‌ام را تعيين كنم كه چه خواهد شد. اينجا ديگر مسير من انتخاب نبود يك نوع شانس بود.
 شانس شما توام با اين بود كه در نقش يك دختر گيلكي كه لهجه هم داشته باشد بازي كنيد، آقاي جوزاني چقدر در نقش‌تان به شما كمك كرد يا چطور به نقش نزديك شديد.
در آن زمان من بازيگر تازه‌ واردی بودم و هيچ تجربه علمي‌اي نداشتم. هرچه از اين نقش درآمد نگاه درستي بود كه ايشان داشتند و توانايي خودشان براي تفهيم نقش به من. براي من معلم گرفتند و لهجه گيلكي به من ياد دادند. در آن زمان خيلي چيزها بود كه من نمي‌دانستم. در سينما خيلي چيزها هست كه تجربه عملي نياز دارد، من هيچ تجربه‌اي نداشتم ايشان لطف كردند و فرصتي به من دادند و من هم تلاش كردم به پاس زحمات ايشان مسير حرفه‌اي‌ام را طوري تعيين كنم كه حداقل اگر از آن صددرصد راضي نيستم مي‌توانم بگويم كه بخش زيادي از آن راضي‌ام می‌کند. حرمت اسم ايشان براي من همیشه واجب است.
 با توجه به تجربياتي كه در اين سال‌ها پيدا كرديد فكر مي‌كنيد اگر الان اين نقش را بازي مي‌كرديد بهتر از گذشته پيش مي‌رفت؟
خب قطعا. بازيگري تجربه به‌علاوه دانش است و البته استعداد دروني و ذاتي كه آدم دارد. قطعا من آن تجربه‌اي كه امروز دارم را آن موقع نداشتم و آدم ديگري بودم. ولي امروز اگر قرار بود آن نقش را بازي كنم خيلي شرايط فرق مي‌كرد. دقت بيشتري مي‌كردم و تسلط بهتري داشتم.
اما بعد از گذشت نزديك به شش سال تا به امروز وقتي آن را مي‌بينم احساس ناراحتي ندارم. چرا قبل از پخش احساس بدي داشتم خيلي يادم نبود كه چه كار كردم، ولي در حال حاضر احساس بدي ندارم. چون كم و كاستي‌اش را هم همه درك مي‌كنند كه كار اولم است.
 خبرها حاكي از اين بود كه شما حرفه ديگري را غیر از بازیگری در عالم سینما انتخاب كرده‌اید. این درحد شايعه است يا حقیقت دارد؟
بله، من تقريبا يك سال و چند ماه است كه خيلي مصرانه پيگير ماجرای تهیه‌کنندگی هستم. در این میان با خیلی از دوستان تهيه‌كننده رايزني كرده‌ام و آنها تجربيات‌شان را در اختیار من گذاشته‌اند. در حال حاضر با چند فيلمنامه‌نويس وارد مذاكره شده‌ايم و قرارداد بسته‌ايم و فيلمنامه‌ها در حال نوشته شدن است و ان‌شاءالله خيلي زود اولين پروژه‌مان را كليد مي‌زنيم. جدا از بازيگري به اين مبحث هم فكر می‌کنم و تقريبا يك‌سال از زمانم را خيلي كمتر به بازيگري پرداختم و سعي كردم كه اين بخش را جدي بگيرم.
 تهيه‌كنندگي سينما يا تلويزيون؟
هر دو، بخشي تلويزيون و بخشي هم سينما.
 فكر نمي‌كنيد در اين دوره كه سينما به ركود رفته شما ريسك بزرگي مي‌كنيد؟
من نظرم اين است و هميشه هم گفته‌ام اثر خوب، خوب است. وقتي قرار است كار خوب ساخته شود در هر شرايطي باشد آن كار ديده مي‌شود و نمي‌توان آن را نديد. ممكن است بگوييم كه شرايط مالي ايران و تمام دنيا بحراني است ولي نمي‌شود سينما را تعطيل كنيم و بگوييم ما كار نمي‌كنيم چون شرايط اقتصادي جهان به هم ريخته است. قطعا با تامل و تحقيق بيشتري كار را شروع مي‌كنم. اگر قرار بود دو سال پيش اين كار انجام بدهم بي‌پرواتر عمل مي‌كردم، ولي در حال حاضر با تعمق و يك مقدار تعقل بيشتر كار را شروع مي‌كنم، به هر حال فاكتورهايي وجود دارد كه شما مي‌دانيد از يك كاري چه نتيجه‌اي خواهيد گرفت. كما اينكه من به سينما صرف گيشه فكر نمي‌كنم.
 بازيگري در سينما و تلويزيون براي شما كه بازيگر هر دو هستيد چه فرقي دارد؟
سينما و تلويزيون هر دو مديوم و رسانه هستند. اشل بازيگري در سينما و تلويزيون با هم فرق مي‌كند. البته بعد از شش سال بازيگري به اين درك رسيده‌ام. آن روزي كه بازيگر صفر كيلومتر بودم و جلوي دوربين در چشم باد رفتم اينقدر تفاوتش را درك نمي‌كردم. تفاوت بازيگري در تئاتر و تلويزيون و سينما در اين است كه بازيگر بايد براي خودش يك ولومي را تعريف كند مثلا ولومم در تلويزيون 30 باشد. در تئاتر 70 الي 100 باشد و در سينما150 باشد. فرق بازيگري در اين است كه ما نمي‌توانيم همان بازي را كه در تلويزيون مي‌كنيم، در سينما و تئاتر داشته باشيم؛ اينها سه مديوم جدا از هم هستند.
 البته در تلويزيون خط قرمزها خيلي زياد است؛ هم حين گرفتن تصوير و هم حين پخش. ولي در سينما با اين مشكل مواجه نيستيم. فقط در مواردي اندك، اندك‌مواردي هم نصيب نقش شما در اخراجي‌هاي دو شد.
در فينال فيلم قرار بود يك‌سري سكانس‌هايي اضافه‌تر از اين چيزي كه هست باشد كه اصلا آن بخش فيلمبرداري نشد، درواقع چيزي كه در ابتدا ما براي پايان كاراكتر نرگس صحبت كرديم در اخراجي‌هاي (2) (بعد از اینکه نرگس خبر شهادت مجيد را مي‌شنود) فيلمبرداري نشد. در حقیقت من در این فیلم دچار سانسور نشدم فقط آن بخش‌هایی که قرار بود را نگرفتند.
 با توجه به اينكه شش سال از بازيگري شما در عرصه سينما گذشته اگر پيشنهاد كار تلويزيوني داشته باشيد مي‌پذيريد.
قطعا. اتفاقا امروز داشتيم در مورد كار سامان مقدم صحبت مي‌كرديم. خيلي دلم مي‌خواهد به ايشان تبريك بگويم. به‌خاطر اينكه تلويزيون يك رسانه پرمخاطب است حيف است كه در آن كار خوب كم ساخته مي‌شود. مديران شبكه كه سريال‌هايي مثل شمس‌العماره كار مي‌كنند و بازيگران خوب مي‌آورند، درواقع روي فيلمنامه، كارگرداني و بازيگري هزينه مي‌كنند و مخاطب عظيمي را جذب مي‌كنند برای اینکه تلويزيون يك رسانه بسيار پرمخاطب و تاثيرگذار است. من هم يك بازيگرم و به‌شدت علاقه‌مندم كه اگر كار خوبي باشد در آن بازي كنم. امكان ندارد سريالي در حد «در چشم باد» به من پيشنهاد شود و بگويم نه؛ چرا بايد بگويم نه. يا سريالي كه فيلمنامه درستي داشته باشد، كارگردان خوب يا كستينگ خوب داشته باشد من چرا بايد بگويم نه. اصلا نمي‌توانيم منكر اين شويم كه تلويزيون رسانه‌اي است كه مي‌تواند تريبون بزرگي براي حرف‌هاي بزرگ باشد. ولي از اين هم نمي‌توانيم بگذريم كه الان بحثي در تلويزيون باب شده آن هم تله‌فيلم‌هايي است كه خيلي در حد قابل قبول نيست، بحث تله‌فيلم‌ها بحثي است كه در تمام تلويزيون‌هاي جهان وجود دارد، حتي تله‌فيلم‌هايي كه براي رسانه‌هاي خانگی ساخته مي‌شود. اما اينكه آنها با چه سطح‌ نگرشي ساخته مي‌شوند هم مهم است به خاطر اينكه ما به‌عنوان كسي كه اسمش را هنرمند گذاشته رسالتي داريم كه آن هم فرهنگ‌سازي است. ما هستيم كه سطح توقع مخاطب را بالا مي‌بريم يا پايين مي‌آورم. سريال‌هايي مثل در «چشم باد» قطعا سليقه بيننده را در نگاهش به يك فيلم بالا مي‌برد. از طرفي هم كارهايي داريم آنقدر سطحي است كه فقط جاي تاسف دارد.
 بعضي از بازيگران معتقدند كه تله‌فيلم زمينه حضور براي آنها را فراهم ساخته است.
ببينيد چند روز پيش من شنيدم كه در طول يك سال 900 تله‌فيلم ساخته مي‌شود اگر صحت داشته باشد قطعا زمينه را فراهم مي‌سازد حتي زمينه ورود بازيگر جديد به عرصه را هم فراهم مي‌سازد كه اصلا چيز بدي نيست. چون تهيه‌كننده سينما كه خودم هم مي‌خواهم بخشي از آن را تجربه كنم نگران است؛ (برگشت پول و گيشه و...) چون با مخاطبي روبه‌رو است كه بايد آن را به سينما بياورد و بليت بخرد و وقت بگذارد تا فيلم ببيند. ريسك اين كار خيلي بالا است. اما در تله‌فيلم كارگردان و تهيه‌كننده خيلي راحت‌تر مي‌توانند اين فرصت را به كسي بدهند كه تا به امروز كار نكرده؛ مثلا دانشجوي تئاتر و سينما يا كسي كه تجربه تئاتر داشته. خيلي از مردم او را در اشل سينما يا تلويزيون نمي‌شناسند. اما اين تله‌فيلم‌ها باب معرفي و حضور و حتي باب محك زدن براي كسي كه مدعي اين هنر است را باز مي‌كنند، چون خيلي‌ها هستند كه امروز وقتي با آنها صحبت مي‌كنيم مي‌گويند ما بازيگر مي‌شويم و خيلي هم از اين و آن بهتريم. ولي زماني كه جلوي دوربين قرار مي‌گيرند تازه مي‌فهمند كه يك جهان ديگر است اصلا تمام وجودشان منقبض مي‌شود و نمي‌توانند هيچ كاري بكنند اما همه اينها را تله‌فيلم‌ها مي‌تواند به بازيگرهاي تازه‌وارد ياد بدهد و آنها را به‌عنوان بازيگر جديد معرفي كند و از طرف ديگر اشتغالزايي كند كه هيچ چيز بدي نيست. اما من مي‌گويم در اندازه، مقياس و اشل خودش ما بايد به اين موضوع فكر كنيم زيرا با ساختن تله‌فيلم ما فرهنگ‌سازي مي‌كنيم. پس به اين موضوع فكر كنيم كه هر فيلمنامه‌اي ارائه نشود و کمی هم به فکر تولید آثار بهتر باشیم که به این چیزی که می خواهیم و باید برسیم.
 

گفت وگو از:مهربانو ابدي‌دوست

منبع:   روزنامه فرهیختگان

بازگشت به گفتگوها

گالری تصاویر تماس با ما